وزارت اطلاعات حافظ حکومت یا مأمن مردم ؟

علی ایزدی , جرس
 تاریخ انتشار: ۳۰ تیر ۱۳۹۲, ساعت ۱۱:۳۰ بعد از ظهر
با خواست دستگاه اطلاعاتی ، مردم ناخواسته در مقابل هم بی‌اعتماد شده و نهایتاٌ دشمن هم دیگر تلقی خواهند شد
آنچه که در بیانیه ۲۰ تیر وزارت اطلاعات در پوشش توصیه‌های مشفقانه و پیشگیرانه خطاب به مردم ایران آمده ، در درجه اول بیانگرنگرشی مملو از بی‌اعتمادی نهاد امنیتی کشور در روابط بین شهروندان و خود این دستگاه نسبت به جامعه است .ازدید گاهی می توان دستورات در قالب ظاهری سفارشات ایمنی بخش این سازمان را به مردم از جهت طرز تلقی آن نهاد درسه گروه تقسیم بندی کرد .

۱ـ عدم اطمینان شهروندان نسبت به یکدیگریا تشدید بی‌اعتمادی آنان نسبت به همدیگر و درواقع دشمن تراشی داخلی و ایجاد تردید در روابط اجتماعی .

اولا سیستم اطلاعات وامنیت جمهوری اسلامی خوب می داند که مردم ایران به آنچه که حاکمیت بعنوان ارزش‌ها در جامعه ما مطرح می کند، اعتقاد چندانی ندارند ، چرا که درعمل شاهد اضمحلال بسیا ری از باورهای اخلاقی از سوی همین حکومت بوده اند، آنچه که شهروندان ایرانی در طی سه دهه اخیراز سوی جمهوری اسلامی به عنوان عامل اصلی مسخ ارزش‌ها دیده اند، باعث شده تا باورآنان به نظامی که خود را اسلامی و حافظ حقوق مردم می داند به حداقل ممکن تنزل نماید، بنابراین وزارت اطلاعات در واقع با داعیه دلسوزانه برای شهروندان در حقیقت یکی از اهدافش نوعی برون فکنی است که بدان وسیله یعنی صدور بیانیه می خواهد توجه مردم را در راستای عواملی که باعث انحطاط بسیاری ارزشها و اعتمادها درجامعه ایران شده از سمت نظام به سوی روابط بین شهروندی منحرف نماید.ثانیاً ، نهاد امنیتی کشورخوب می داند که مردم نیز سال هاست که ایمان وباورخود را به نظام اطلاعاتی ازدست داده اند، آنچه که در دهه ۷۰ درراستای برملا شدن نقش بخشی از بدنه هرم مسولیتی وزارت اطلاعات در ارتکاب به جنایات مربوط به قتل‌های زنجیره‌ای دگراندیشان ودگرباشان صورت گرفت از سویی زمینه سوءظن قوی و به حق مردم را نسبت به دستگاه اطلاعاتی فراهم نمود ودر سالهای بعد تا ادوار اخیر هم نقش این وزارتخانه در حمایت غیرمستقیم ازبکارگیری اهرم فشاربرعلیه مردم وتحدید آزادی‌های آنان در بیان افکار انتقادی وحمایت این نهاد از سوءاستفاده‌های گروهی که بنام لباس شخصی‌ها که هنوز هم حضور جدی آنان در تهدید آزادی شهروندان و تمهید تعقیب کیفری هر گونه دگراندیشی و آزادی طلبی بعنوان پیامدهای عدم همکاری با حاکمیت یکدست،محسوس می با شد،به طور کلی باعث شد تا مردم ایران ذهنیت زیبایی از نهاد اطلاعاتی کشور نداشته باشند و همواره آن را به عنوان ارگانی مخوف ارزیابی نمایند.ثالثاً وزارت اطلاعات با گسترش و تعمیق این باوردر بین مردم، که نباید به همدیگر اطمینان داشته باشند،در واقع با مستحکم کردن دیوار بی‌اعتمادی بین شهروندان،در ایجاد نوعی ترس سازماندهی شده بین مردم نقش اساسی خواهد داشت ، آنچه که باعث می شود مردم نه تنها از سوی نیروهای فشار حکومتی بلکه ازسوی یکدیگر هم مورد کنترل ، نظارت و تفتیش خودکار قرار گیرند،به عبارت دیگر نهاد امنیتی که باید ماٌمنی برای مردم درجهت بیان نظرات وواکنشهای اجتماعی آنان باشد، با تزریق ترس در شالوده شهروندی باعث می شود تا مردم به ویژه بخش محافظه کارتر و توده جامعه به واسطه رسمیتی که دیوار بی‌اعتمادی بین آنها از سوی نظام می یابد ، دچار خود سانسوری درگفتارورفتارهای خود شده ، تزویر و تظاهر در جامعه هم چنان به رشد منفی خود به طرز فزاینده تر و غیر قابل کنترلی ادامه دهد. این فرایند که خود نوعی دشمن تراشی و عداوت پراکنی بین شهروندان است باعث می شود تا از سویی ، مردم مسئولیت نیل به این نقطه نابودی سیستم‌های ارزشی در جامعه ایران را بیشتر به گردن یکدیگر بیافکنند ، تا وزارت اطلاعات و نهادهای امنیتی ایجاد فشار .

و بدین ترتیب با خواست دستگاه اطلاعاتی ، مردم ناخواسته در مقابل هم بی‌اعتماد شده و نهایتاٌ دشمن هم دیگر تلقی خواهند شد، البته این روند بی‌اعتمادی بین شهروندان و حس عدم امنیت خاطر نسبت به یکدیگر متاٌسفانه سال هاست که در جامعه ما شکل گرفته و رو به تزاید است ، با این تفاوت که توصیه‌های اخیر وزارت اطلاعات بدان رسمیت و جدیت غیر قابل انکار می بخشد، بدیهی است که در این نامه سازمان امنیتی کشور خطاب به شهروندان ، قصد وغرض مثبتی هم نهفته است و آن نگرانی واقعی بخشی از مسئولین این ارگان نسبت به رشد سوءاستفاده هایی است که گاهاٌ برای مردم خطر ساز جدی نیزمی باشد وغالباٌ از سوی عده‌ای که خود را مسئول وحافظ جامعه می دانند صورت می گیرد واین وزارتخانه می خواهد ازاین نوع حوادث جلوگیری نماید، اما مسئله اصلی اعمال قدرت وفشاری است که وزارت اطلاعات با این توصیه نامه بطور غیر مستقیم در جامعه اعمال می نماید،وقتی به سیاق کلام این سازمان در بندهای نامه مورد نظر خطاب به مردم توجه بیشتری شود از قبیل ” هرگز در مکان‌های عمومی ، باز،ساکت وثابت با بستگان ، دوستان و همکاران به بحث و گفتگو نپردازند ” وآنگاه درادامه دلیل این توصیه و در واقعه دستور تردید آلود و مرموز را این گونه توجیه می نمایند که ” باعث متصوربودن دقت و توجه غریبه‌ها می شود ” (!) ویا در جایی تاٌکید می نماید که ” هرگز دیگران را از اهداف کاری خود مطلع نکنید، …. ، هرگز نسبت به اطلاع دیگران از مسائل کاری خود بی‌تفاوت نباشید. ”

یکی دیگر از نکاتی که در این توصیه نامه دیده می شود نقش و هدف دستوری آن است که در پوشش اطلاع رسانی ظاهرا مشفقانه دیده می شود ، به عبارت دیگر وزارت اطلاعات در این اطلاعیه به دنبال تشویق مردم در اتخاد راه‌های صحیح برای یک زندگی امن نیست بلکه با تهدید غیر مستقیم شهروندان ولی در لعاب خیر خواهی می کوشد تا به تحدید آزادی‌های آنان بپردازد ازاین روست که در نهایت در می یابیم که بیانیه وزارت اطلاعات هم چنان درجهت حفاظت کامل و گاهاٌ به هر قیمتی (خفقان شهروندان) از حکومت و نظام است تا اعمال نقش کلیدی آن بعنوان ماٌمن مردم، بدین دلیل است که این نهاد در این توصیه نامه خویش هم حتی نتوانسته از جنبه دستوری و تحکم در تصمیم گیری برای مردم اجتناب نماید و برعکس از باید‌ها و نبایدها ارزشی و اخلاقی به دستورات و احکام سلبی و ایجابی در محدوده زندگی مردم ایران متوسل شده است.

۲ـ عدم اطمینان واعتماد به رسانه‌های آزاد
وزارت اطلاعات با سلب اعتماد مردم نسبت به فضای مجازی واینترنت درواقع ترس حاکمیت را از اطلاع رسانی آزاد ابزارمی نماید، آنجا که در توصیه نامه خود به مردم اعلام می کند ” هرگز در موارد غیر ضروری سیستم خود را به شبکه اینترنت متصل ننمایند ” یا جایی که از انان می خواهد ” هرگز ازمشخصات اصلی خود در اینترنت استفاده نکنند . ” این در حالی است که چنین مواردی در سایر کشورهای دنیا به اعضای باندهای فساد و تبهکاری آن هم درموارد خاص از سوی روسای آنان به عنوان دستورالعمل‌های اجباری ابلاغ می شود، البته اگرنهاد اطلاعاتی کشور چنین در خواست هایی را صرفاٌ از وابستگان خویش آن هم در موارد خاص و مقطعی داشته باشد منطقی و درموارد بسیاری عجیب نیست، اعمال چنین روشهای در روال زندگی عادی شهروندان چندان با عرف و منطق اجتماعی سازگار نیست. درکشورهای توسعه یافته برخورد اینگونه محتا طانه و تردید آمیز با ابزاراینترنت تنها در آنجا توصیه می شود که شهروندان قصد آن را دارند که بواسطه مراودات مادی و فعالیت‌های اقتصادی‌شان از کارت‌های اعتباری بانکی خود در سایت هایی که چندان شناخته شده و خوشنام نیستند ، استفاده کرده ، اطلاعات بانکی خود را در انها درج می نمایند .

اما مشکل نهاد امنیتی کشور آن نیست که در مورد استفاده از اینترنت بیمناک و نگران مردم ایران است ، آنچه که شهروندان ما هم به خوبی ان را درک می کنند ، بلکه مسئله اصلی وحشتی است که جمهوری اسلامی ار افزایش آگاهی مردم توسط اینترنت و دنیای آزاد و مجازی اطلاع رسانی دارد ، اگر این گونه نیست چرا در کشوری چون ایران که یکی از جوان‌ترین جوامع جهانی است و درصد بسیار بالائی از جمعیت جامعه را دانشجویان تشکیل می دهند باید سایت چند جانبه و وسیعی چون یوتویوپ فیلتر شود و مردم نتوانند براحتی بدان دست یابی داشته باشند ، سیستم اطلاعاتی کشور چرا از اینترنت تا این حد وحشت دارد که با صرف هزینه‌های گزاف برخاسته از بیت المال ، دسترسی مردم را حتی به سایت‌ها و وبلاگ‌های معمولی برخی دگراندیشان جوان غیر ممکن یا مشکل می نماید و کاربران مربوطه را هم روانه زندان می نماید ؟ آیا این همه تلاش‌های مذبوحانه ، برخورد مشفقانه با مردم است که اکنون وزارت اطلاعات در بخش مربوط به اینترنت مدعی آن می شود و اینکه نگران شهروندان است ؟!

در مورد ارسال پارازیت به سمت شبکه‌های تلویزیونی خارج از کشور چطور ؟ جمهوری اسلامی با بکارگیری هزینه‌های گزاف سعی نموده مردم را از اطلاع رسانی ساده و صریح برخی از این رسانه‌های تصویری خارج از کشور نیز دور بدارد ، اجتناب و فشاری که حتی گاها به قیمت تهدید سلامتی مردم بواسطه کاربرد امواج پارازیت تمام شده ، آیا در چنین شرایطی ، شهروندان ایرانی چگونه می توانند به این باور برسند که توصیه وزارت اطلاعات به مردم در این باره که ” در صورت تمایل به صرف غذا در رستوران‌ها ، هرگز سالاد ، میوه‌های پوست نکنده و آشامیدنی‌های همرا ه با یخ را استفاده نکنند ! ” صرفا یا اصولا بواسطه توجه وافر نهاد اطلاعاتی کشور به سلامتی و امنیت شهروندان است !؟

یا این توصیه که ” هرگز از مردم رهگذر در خیابان آدرس نپرسند . ” در بهترین شکل و مضمونش چه مفهومی جزبا شک ، شبهه ویا دشمنی به همدیگر نگریستن دارد ؟ در حالیکه بنظر می رسد در جوامع درحال حرکت با سیر طبیعی پرسیدن سوالی در جاده و خیابان حتی از کسی که ظن آن می رود که دشمن ماست ایجاد مشکل ننماید ، متاسفانه این سیاست و توصیه مضحک نهاد امنیتی کشور به مردم ان هم به شکل رسمی، تشدید فضای بی‌اعتمادی‌ای است که از سال هاست در ایران حاکم می باشد و مایه بسیار تاسف که ، در حالی این ارگان اطلاعاتی کشور هم چنان در حال دامن زدن به این پدیده مذموم و غیر اخلاقی است که خود می داند ، بعد از انقلاب اسلامی این جریان د رجامعه ایران بطرز دهشت باری در حال رشد بوده و قطعا یکی از عوامل اصلی آن رفتار غیر صادقانه نظام اسلامی با مردم بوده و متاسفانه شهروندان هم در تشدید و رشد این فرایند نا بهنجار، بواسطه بدآموزی‌های از سوی حکومت ، متعاقبا نقش بسزاء و منفی‌ای را داشته اند .

۳ـ نگرش شک آلود به خارجی‌ها و ایجاد فضای گریز و دافعه نسبت به آنان
فرازهایی از این دست ” هرگز در پی برقراری ارتباط با اتباع بیگانه نباشید ، … هر گونه ارتباط با اتباع بیگانه بدون اطلاع اعضای سفارتخانه مربوطه ، ممکن است شما را اسیر دست اجانب و سرویس‌های بیگانه نماید ” ، که در اطلاعیه نهاد امنیتی کشور دیده می شود ، تاسف و شگفتی را مضاعف می نماید ، چرا باید جامعه را اطلاعاتی نمود و آنگاه علاوه بر تثبیت نگاه امنیتی اغراق آمیز منفی بین مردم ، آن را در برخورد با خارجی‌ها هم تعمیم داد ، اصولا چرا به همه مردم دنیا باید به چشم جاسوس فرضی نگریست ؟ آیا این نوع نگرش برخاسته از اصول اخلاقی است ؟ آن هم در دینی چون اسلام که اصلا بنا را بر برائت می داند حتی در زمان ظن و یا اتهام اثبات نشده به هر انسانی .

از سوئی اگر چنین نگرش وزارت اطلاعات به بیرون درز کند ، مردم سایر جوامع چه نگرشی نسبت به ایرانی که متاسفانه بیش از حدکافی در جایگاه جهانی رتبه‌اش بواسطه برخی بنیادگرائی‌های جمهوری اسلامی ، تنزل یافته ، خواهند یافت ، آیا این افتخاری برای نظام اسلامی است که به مردمش بیاموزد به همه خارجی‌ها به چشم جاسوس یا بد اخلاق نگاه کنید ، مگر عکسش ثابت شود ، در حالی که برائت نسبت به شهروندان سایر ملل هم حاصل نخواهد شد ، به دلیل آن که در این دستورالعمل وزارت اطلاعاتی با کنترل‌ها و فشار هایی که تا کنون اعمال شده و من بعد هم به بهانه‌های جدید واهی انجام خواهد شد ، اصولا فرصتی به شهروندان نمی دهد که در ارتباط مستقیم و در نتیجه شناخت نسبت به خارجی‌ها باشند .

بدیهی است که در چنین فضائی مردم کشورهای اروپائی یا کلا غربی با تبلیغات منفی‌ای که طی سالیان متمادی بر علیه ایران شده ، اصولا انگیزه یا جرأتی برای سفر به ایران یا ارتباط با شهروندان ما نخواهند داشت که نیاز به ان باشد تا نهاد امنیتی جمهوری اسلامی با تشدید فضای مسموم موجود ، باعث تحدید ارتباطات دو جانبه بین ایرانی‌ها و مردم اقصی نقاط دنیا باشد ! صنعت گردشگری ما بااین نگاه امنیتی افراطی وزارت اطلاعات به کجا خواهد رسید ؟

آیا امنیتی کردن رفتارهای شهروندان و تسری آن به روابط آنان با مردم سایر کشورها به توریسم ایران به عنوان صنعت، سال‌ها سقوط کرده ، کمک می کند ؟ جمهوری اسلامی خوب می داند که رفتارهای اطلاعاتی امنیتی شده ، در طی سالیان پس از انقلاب چه ضربه غیر قابل جبرانی بر بخش گردشگری ما وارد نموده ، ایران با برخورداری از ۱۰ درصد از جاذبه‌های ثبت شده و نشده گردشگری در جهان که رکورد بزرگ و غیر قابل رقابتی از سوی سایر کشورهاست ، تنها میزبان ۲ % درصد گردشگران در سطح بین المللی است ، این در حالی است که کشورهمسایه مان ترکیه ، که قبل از انقلاب اسلامی ، اقتصاد فقیری داشت ، هم اکنون یکی از کشورهای توریست پذیر رقیب در صحنه دنیاست ، جاذبه‌های ثبت شده ترکیه در یونسکو بسیار کمتر از ایران است ، اما در آمد فعلی ترکیه از گردشگری اصلا قابل رقابت با کشور ما نیست ، کشوری که به دنیا قبولانده که مولانا سرمایه غیر قابل قیمت گذاری ایرانی ، متعلق به اوست و به همین دلیل هر ساله در قونیه ، جشن بین المللی بزرگداشت اورا برگزار می نماید و به این بهانه نیز درآمد کلانی از توریسم روانه خزانه دولتش می نماید ، آن گاه سازمان امنیتی ما به بهانه حراست از مردم ، ناخواسته و شاید هم گاها خواسته بر آن است تا با برقراری رفتارهای امنیتی همان اندک گردشگری هم که به ایران سفر می کنند از قصد خود منصرف شوند ، آیا ارگان اطلاعاتی کشور واقعا نمی داند ، صدور چنین اطلاعیه‌های دستوری و تحکم آمیز چه عواقبی را به دنبال خواهد داشت ؟

اما نگاه امنیتی افکندن به جامعه ، تنها باعث ناپدید شدن اندک گردشگری که به ایران می آیند ، نمی باشد ، بلکه سبب آن نیز خواهد شد که نگاه بدبینانه سایر دول نسبت به ایرانی‌ها تشدید شود ، این در حالی است که هم اکنون هم حتی کشورهای اروپایی در زمینه صدور ویزا و اجازه گردشگری توریست‌های ایرانی در اروپا ، نگاه خوب و سالمی به مردم ما ندارند و این موضوع اصولا ربطی به مسئله تحریم‌ها ی اعمال شده از سوی غرب بر ایران ندارد ، بدیهی است که وقتی حاکمیت ما مردم سایر کشورها را به چشم تردید و یا جاسوس بودن نگاه می کند ، از آنان هم نمی توان این انتظار را داشت که به مردم ما به دیده درست و دور از بدبینی‌ها و پیشداوری‌ها بنگرند ، مردم سایر نقاط هم در شرایط خوشبینانه و مثبت‌ترین حالت ، تنها بخشی از مشکلات را در صحنه جهانی به گردن دولت جمهوری اسلامی می اندازند و در بسیاری موارد برای آنان تفکیک رفتار دولت از ملت ، البته گاهی هم به دلیل غرض آلود غیر عملی می نماید ، البته شاید برای وزارت اطلاعات که صرفا به حفظ نظام اسلامی ، گاها به هر قیمتی می اندیشد ، مراودات ایرانی‌ها با ملل دیگراصلا اهمیتی نداشته باشد ، اما بی‌درنگ این قصور غیر قابل جبران در آینده دامنگیر نه تنها ملت که دولت جمهوری اسلامی هم در عرصه بین المللی خواهد شد .

و فرجام کلام این که ، مردم ایران نباید به اطلاعیه وزارت اطلاعات جز در مواردی خاص که ممکن است واقعا مربوط به حفظ امنیت آنان باشد ، توجه نمایند و برعکس بکوشند تا تدریجا روابط اجتماعی آسیب دیده بین خودی ، یعنی شهروندی آنان با همدیگر اندک اندک ترمیم یابد ، اگرچه بعد از گذشت سه دهه از رخت بربستن ارزش‌ها اخلاقی در بطن جامعه ما ، امید بسیار کمی می رود که اخلاق و ارزش‌ها تا سپری شدن سالیان دراز ، در بین مردم ایران دوباره جان بگیرد و از سوی دگر ، ایرانی آن گونه که در گذشته یکی از چهره‌های جهانی افتخار آمیز بود ، بار دیگر منزلت مفقود خود را بیابد ، اما تنها به امید ، امید داشتن، نه صرف خیال است و نه محال !

نظرات وارده در یادداشت ها لزوما دیدگاه جرس نیست.

پاسخی بگذارید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *