برجام نافرجام واستقلال ایران

علی ایزدی ،  دگرباوران  7 آذر 97
محمد جواد ظریف وزیرامورخارجه درحاشیه نشست اخیرگفتگوهای مدیترانه ای درشهررم ، ضمن تهدید
تلویحی اتحادیه اروپا بواسطه تعللی که درمورد ضمانت های اجرایی حفظ برجام توسط کشورهای موردنظر اروپایی حس شده ، می گوید :

” همه مرا اهل تعامل و گفتگو می شناسند اما اگرپای انتخاب استقلال ایران و تعامل درمیان باشد ، حتما برای استقلال ایران می ایستم . “

آقای ظریف بعدا اضافه می کند که :
” دیپلماسی یک بازی نیست و ما همیشه برای یک امری جدی آماده ایم . “
 اما متعاقبا وزیر امورخارجه جمهوری اسلامی آخرین حرف خود را به شکل این طعنه توئیت می کند که  ” نمی توان بدون خیس شدن شنا کرد . “  که هشتک هشدارگونه مربوطه مورد بازتاب و توجه درداخل و خارج ایران قرارمی گیرد .
چگونه می توان شنا کرد و خیس نشد ؟
ازماه می سال جاری که دولت دونالد ترامپ طبق اعلام قبلی اش رسما از توافق برجام خارج شد ، ازآنجائی که آلمان ، فرانسه و بریتانیا ضمن همراهی با چین و روسیه این اتخاذ موضع ایالات متحده را نادرست می دانستند بنابراین از همان ابتدا رسما درمقابل سیاست ترامپ موضعگیری نمودند و به ایران تعهد دادند که به توافق هسته ای بدست آمده در سال 2015 و درنتیجه حفظ برجام پایبند خواهند ماند ،اما از آنجائی که جمهوری اسلامی به این تعهد صرفا سیاسی 1+4 چندان امید اجرائی نداشت ، بدان بعضا با تردید برخورد کرد اگرچه متعاقبا مدت کمی پیش ازاعمال سری دومی تحریم ها از سوی آمریکا ، اروپا به راهکاری جدید روی آورد . فدریکا موگرینی مسئول سیاست خارجی اروپا دراواخرماه سپتامبر خبر برقراری کانال مالی ایران- اروپا را اعلام می کند ، انچه که در بیانیه گروه 1+4  یعنی چین ، روسیه ، فرانسه ، انگلیس و آلمان به عنوان اس پی وی خوانده می شود .
صرفنظرازطعنه و تردید منطقی ظریف درباره تعهد اروپا درباره برجام ، به نظر می رسد مسئول دیپلماسی جمهوری اسلامی به دلایل ذیل حس می کند که باید به سه کشوراروپایی مربوطه ، چین و روسیه یادآور شود که اگرواقعا اهل شنا هستند ، قاعدتا نباید آداب اولیه یا  عواقب ان که خیس شدن است را فراموش کرده باشند ، به عبارت دیگرگروه 1+4 باید پای لرز خربزه برجام بنشیند :
1- برغم آنکه مقررشده بود سیستم تهاتری نقل و انتقال اختصاصی ( اس پی وی ) ازاوایل نوامبرکارخود را آغاز کند ، اما تا کنون که اواخرماه جاری فرارسیده ، هیچ کشوری اروپایی صرفا حتی جسارت میزبانی این طرح را پیدا نکرده است ، اطریش به شدت از آن استنکاف کرده و لوکزامبورگ هم با پذیرش آن مخالفت کرده ، اگرچه به نظر می رسد دو روز پس از اظهارات ظریف ، اکنون آلمان و فرانسه به دنبال آن هستند که مشترکا مکانی را برای آغاز مراحل مقدماتی کانال مالی مربوطه معرفی کنند .
2- اروپا نشان داد که واقعا اززبان تهدید آمریکا می ترسد ، به عبارت دیگرپذیرش این اصل که ایالات متحده در جهان بی قطبی امروز پس از جنگ سرد هم چنان خود را ژاندارم جهان بداند ، اگرچه دو ماه پیش امانوئل مکرون رئیس جمهورفرانسه اعلام کرد که دیگرآن زمان بسررسیده که آمریکا پلیس اقتصاد جهان باشد . اما رفتارتردید آلود توام با ترس تلویحی قدرت های بزرگی اروپائی چون فرانسه و بریتانیا نشان داده که درعمل توان مقابله با تمامیت خواهی اولین قدرت اقتصادی جهان یعنی آمریکا را ندارند یا دست کم فاقد انگیزه کافی برای ایستادگی در برابر تک محوری ترامپ هستند .
3- آن روی دیگرسکه سیاست اروپا این است که دست کم برخی ازدول اروپائی واقعا نگران تمامیت خواهی و تک محوری ترامپ هستند ، روی گردانی رئیس جمهورآمریکا ازپیمان پاریس و انکارکردن پدیده علمی و ثابت شده گرمایش زمین از اولین تجربیات دنیا درباره ترامپ بود و یکی از آخرین ها و چه بسا بی اهمیت ترینش خروج آمریکا ازبرجام . درنگاه هیات حاکمه کنونی ایالات متحده حفظ اسرائیل به هرقیمتی و عربستان سعودی به بهای گزاف اولین و بالاترین الویت هاست ، بدیهی است درسایه سیاستی این گونه اروپا ، چین یا روسیه و به عبارتی کل جهان جایگاهی ارزشی یا اقتصادی ندارند ویا به عنوان رقبا دسته بندی می شوند ، بدیهی است که وقتی اروپا خود امیدی به امریکا نداشته باشد ، جمهوری اسلامی با پرونده سیاه دیپلماسی خود چگونه می تواند به تعهد تئوریک اروپا یا حتی چین و روسیه امیدوار باشد ؟
از این روست که می توان گفت اصولا اروپا حتی درمقام اجرای احتمالی طرح تهاتری خود برای تضمین فروش نفت ایران ، درعمل قصد آن ندارد که تن به آب ایستادگی درمقابل تهدید های آمریکا بزند و قطعا ازشناکردن عاجز است و بدیهی است که به خاطر جمهوری اسلامی که با سیاست های غلط موشکی و منطقه ای خود بهانه کافی را به دست ترامپ خودمحورکه عرصه دنیا را صحنه نمایش و خود را شومن می بیند ، داده است اصولا کشورهای اروپائی درگیربرجام انگیزه ای برای شنا ندارند تا خیس شوند ، بنابراین سوی دیگر سخن طعنه آمیز ظریف این بوده که 1+4 قصد شنا ندارد نه خیس نشدن .
آیا جمهوری اسلامی دربرابرسیاست آمریکا دوام خواهد آورد ؟
محمدجواد ظریف درهمان همایش مدیترانه ای رم اذعان می کند از آنجائی که ایران درجنگ هشت ساله که شرق و غرب از صدام حمایت می کرد بطوریکه آلمان با سلاح شیمیایی ، انگلیس با تانک چیفتن ، فرانسه با جنگنده میراژ ، روسیه با هواپیمای میگ ، آمریکا با آواکس ، سعودی ها با 75 میلیارد دلار تسلیحات نظامی و کویت با دراختیارگذاشتن بندرخود به صدام کمک می کردند ، دوام آورد این بار دربرابر سیاست ترامپ هم دوام خواهد اورد .
اگرچه این نظرظریف درباره جنگ ایران و عراق و حمایت بلامنازع شرق و غرب و به عبارتی تمام دنیا ازصدام حقیقت تلخی است که نشان می دهد دول غرب یا شرق تا چه اندازه ای به حقوق بشرپایبندهستند و اصولا وقتی پای منافع مالی شان با فروش تسلیحات درمیان باشد چگونه حقوق بدیهی و اولیه جهان سوم یا دنیای درحال توسعه برایشان بی ارزش می شود که نمونه بارزش پرونده آمریکا و برخی از اروپایی ها درحمایت از عربستان درجنگ یمن است که با قحطی و کودک کشی شکل یک شبه نسل کشی را به خود گرفته است ، اما قطعا این نماینده دیپلماسی دولت ایران می داند که درایجاد و تشدید جنایت درجنگ یمن نقش منفی و کلیدی جمهوری اسلامی را با سیاست های غلط توسعه طلبانه و مداخله جویانه اش هم نمی توان نادیده گرفت ،همان سیاست که درسوریه ساری و جاری است .
اما سخن ظریف دراین باره که درمقابل ترامپ ایران دوام خواهد آورد از چند زاویه قابل تامل می باشد :
1- وزیرامورخارجه با این بیان این حرف برآن است که با زمینه سازی تبلیغاتی عواقب جانبی و جدی تهدیدی را که به واسطه تحریم های همه جانبه آمریکا متوجه جمهوری اسلامی است ، محدود نماید یا آن را کوچک بیانگارد و گرنه همین شخص ایشان در کم تراز دو هفته پیش تحریم های آمریکا را ضد بشری و ظالمانه توصیف نمی کرد .
2- ظریف بدین موضوع خوب واقف است که مشکل صرفا رئیس جمهورآمریکا نیست اما بازبرای حقیرشمردن تهدید تحریم ها می گوید که دربرابر سیاست ترامپ هم دوام خواهیم اورد . واقعیت آن است که خروج برجام از آمریکا اگرچه با اعلام و نظر ترامپ بوده ، اما هیات حاکمه ایالات متحده و اصولا حزب حاکم که پیش از این علاوه بر سنا ، درمجلس نمایندگان نیزاکثریت دردست داشته به علاوه بخش کوچکی از دمکرات ها با ترامپ پوپولیست هم رای و هماهنگ بوده اند.
3- ازسوی دیگرازآنجایی که دیپلماسی این نماینده دولت روحانی درعرصه بین المللی  بویژه درباره برنامه برجام از همان ابتدای حصول این توافق دردولت اوباما با مقاومت جناح اصولگرا و حتی مخالفت شخص رهبرنظام مواجه بوده ، ظریف ناگزیر است که مسئله ایستادگی و دوام جمهوری اسلامی را دربرابر آمریکا مطرح نماید آنچه که دست کم مصرف داخلیش آرام کردن آتش اصولگراها بویژه درزمانی است که برجام از توافق 1+5 به گروه متزلزل 1+4 محدود شده که برای حفظ همین توافق نیم بند تاکنون حتی موفق نشده اند مکانی را برای میزبانی شروع سازوکارمالی دورزدن تحریم های آمریکا بیابند.
نتیجه ای که می توان از سخنان آقای ظریف گرفت این است که متاسفانه آنچه که خواهد توانست دربرابرتحریم های آمریکا دوام بیاورد احیانا بازهم نظام جمهوری اسلامی است نه آنگونه که او تاکید می کند ایران یعنی مردم ما ، درجنگ هشت ساله با عراق هم این نظام بود که بیشترتداوم یافت و مردم ایران بهای دهشتناک آن را پرداختند ، از این پس هم همین مردم اند که زیربارفشار اقتصادی ، فاصله طبقاتی ، رانت خواری و فحشاء درجامعه رو به زوال ایران ازلحاظ ارزش های اخلاقی بیش ازپیش له خواهند شد تا بهای سیاست توسعه طلبانه جمهوری اسلامی ازیک سو و تک محوری ترامپ از دگرسو را بپردازند.
آیا دیپلماسی یک بازی است یا امری جدی ؟
اگرواقعا ظریف دیپلماسی رابازی نمی داند ، آنگاه حضورنظامی و مداخله جویانه منطقه ای جمهوری اسلامی را دریمن ، عراق و سوریه چگونه توجیه می کند ؟ آیا سرازیر شدن بیت المال بی حساب و کتاب ایران  به جیب حزب الله ، دولت بشاراسد و حوثی ها به شکل تسلیحات نظامی صرفا امری جدی است ؟  حضورنظامی سپاه درمنطقه چگونه ؟ اگرچه وزیرامورخارجه ممکن است به عنوان نماینده دولت روحانی اصولا با این سیاست  نظام موافق نباشد ، اما وقتی از دیپلماسی سخن می گوییم نمی توانیم حکومتی داشته باشیم با یک بام و دو هوا .
اتفاقا و متاسفانه دردنیای امروزسیاست و دیپلماسی می تواند دو روی یک سکه واحد بازی یا جدی کاری باشد تا شرایط دولت ها چه باشد و منافع شان درکجا ، حال دیپلماسی از نوع امریکائی باشد یا اروپائی و یا ایرانی . آنچه که حائزاهمیت اولیه است حفظ منافع ملی و مردم یک کشورتوسط دولتمردان آن با اتخاذ سیاستی درست و دوراندیشانه است ، حال بخواهیم این کیاست حکومتی را درعرصه بین المللی بازی بخوانیم یا جدیت .
متاسفانه این نخستین باری نیست که آمریکا تلاش می کند تا به اروپا حداقل درموضوع ایران دهن کجی نماید ، درسال 2003 ایران و اروپا همزمان شاهد عدول دولت وقت ایالات متحده از توافق سعدآباد بودند ، چراکه هنوز جوهراین توافق خشک نشده بود که آمریکا آن را زیرپا گذاشت و به این ترتیب پرونده ایران از شورای حکام آژانس انرژی هسته ای به شورای امنیت ارجاع شد . شاید بتوان توافق سعدآباد را مهم ترین توفیق قرن غرب درجلب موافقت ایران قلمداد نمود ، آنچه که برای غربی ها دستاوردی بزرگتریا دست کم درحد برجام به ارمغان می آورد ، چراکه جمهوری اسلامی پذیرفته بود همه فعالیت های هسته ای خود را متوقف کند ، بنابراین کلیه نیروگاه های هسته ای ایران پلمپ شدند .
برجام هم با شرایط موجودی می رود تا دچار سرنوشت نافرجام توافق سعدآباد شود چراکه به نظرنمی رسد بانک های ی اروپائی جرات یا جسارت برتابیدن تحریم های ایالات متحده برعلیه خود را داشته باشند ، آنچه که امروز اصلی ترین دلیل تردید میزبانی کانال مالی پیشنهادی خود اروپا در برنامه تهاتری با ایران است.
فرجام سخن آنکه جمهوری اسلامی ناگزیراست تا مواضع منطقه ای و موضوع موشکی خود را هم چون محدود کردن فعالیت هسته ای درشکل غنی سازی به طوری که دربرجام دیده شد ، تعدیل نماید و به عبارتی کلی با یک دیپلماسی درست و با درایت تهدید ها را به فرصت تبدیل نماید تا چه بسا استقلال ایران حفظ شود.

پاسخ دهید

نشانی پست‌الکترونیک شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *